مدل لباس - صفحه 760 از 760 - دانلود کامل , فول دانلود , فیلم , سریال , کلیپ ,عکس

تاریخچه ولنتاین

یکی
از افسانه ها حاکی است والنتاین در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی
می کرده، هنگامی که امپراتور کلادیوس به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد
قدرتمندتر هستند، ازدواج مردان جوان را غیرقانونی می کند تا بر تعداد
سربازانش بیفزاید. والنتاین این حکم را بسیار ناعادلانه می داند از فرمان
سرپیچی می کند و مردان و زنان جوان را در خفا به عقد یکدیگر درمی
آورد.کلادیـوس که از ایـن عـمل آگاه می شود، وی را به مرگ محکوم می کند.بر
اساس این افسانه والنتاین خودش اولین “هدیه والنتاین” را برای معشوقش می
فرستد. هنگامی که والنتاین در زندان بوده، دلداده دختر جوانی می شود که
دختر زندانبان بوده است. پیش از مرگش، نامه ای برای آن دختر نوشته و در
پایان چنین امضا می کند “والنتاین تو” و این عبارتی است که امروزه نیز در
پایان برخی نامه ها به چشم می خورد. در تمامی افسانه ها شاهد هستیم که
والنتاین پیکره و در حقیقت نمادی از همدلی، دلسوزی و از همه مهمتر عشق است.

بر
اساس یکی دیگر از افسانه ها، همه دختران مجرد شهر عصر همان روز اسامی شان
را روی یک تکه کاغذ نوشته و آن را در گلدانی می ریختند. آنگاه هر کدام از
پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل درمی آوردند و با صاحب آن نام
آشنا می شد. این کار اغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس، نخستین
بار در حدود 498 پس از میلاد، روز 14 فوریه را روز سنت والنتاین قرار داد.
بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضد مذهب و غیرقانونی اعلام
شد. بعدها، انگلیسی ها و فرانسوی ها در قرون وسطی بر این باور شدند که 14
فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز
والنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. در قرن هفدهم در بریتانیای
کبیر بود که روز والنتاین را در سر تا سر کشور جشن گرفتند. در اواسط قرن
هجدهم، دوستان و دلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به
یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند.

در پایان قرن
هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارت های چاپی جایگزین دست نوشته
ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع می کردند،
کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات و علایق یک
فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه
مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود
که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز والنتاین پیوستند. بر اساس
گزارشات آماری، ارسال بیش از یک میلیارد کارت والنتاین باعث شده است که
این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت
تبریک رد و بدل می شود (تعداد کارت هـای ارسـال شـده بـرای گرامی داشت
کریسمس 6/2 میلـیارد بـرآورد شـده اسـت). تـقریبا 85 درصد هدایای والنتاین
توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده، در کشورهای کانادا،
مکزیک، انگلستان، فرانسه و استرالیا نیز روز والنتاین را جشن می گیرند.


دلنوشته های یک دهاتی

مصاحبه با خدا

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:– اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.


اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود
را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

– اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت…

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟خدا پاسخ داد:


اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها
کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن
واقع شوند.

– اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

– اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

– اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

– یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

– اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

– اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

– اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.
با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟
خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم… “همیشه”

دلنوشته های یک دهاتی